مازندران (ایسنا) – پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران، گفت: آیین کهن تیرماسیزّهشو را میتوان جلوهای از حافظه اسطورهای مردم مازندران دانست که در آن نمادهای آب، گیاه، باروری و تداوم حیات، در پیوند با اسطورههای ایرانی و آیین نمایشی لالشیش بازآفرینی شدهاند.
رضا ستاری در گفتوگو با ایسنا تشریح کرد: جشنها و آیینهای کهن از مهمترین عرصههای ماندگاری و بازآفرینی باورهای اسطورهای در فرهنگهای بومی به شمار میروند؛ آیینهایی که حتی با گذشت زمان و دگرگونی در شیوه برگزاری، همچنان نشانههایی از جهانبینی نیاکان و تصورات آنان درباره طبیعت، زایش، باروری و مقابله با نیروهای مرگآور را در خود حفظ کردهاند.
ستاری تصریح کرد: در این میان، آیین «تیرماسیزّهشو» یا «تیرماه سیزدهشو» در مازندران، یکی از جلوههای ارزشمند میراث ناملموس این سرزمین است که از منظر اسطورهشناسی، ظرفیتهای قابلتوجهی برای پژوهش و بازخوانی دارد.
پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران، در تشریح ابعاد اسطورهشناختی این آیین اظهار کرد: تیرماسیزّهشو که در سیزدهم تیرماه گاهشماری طبری، برابر با سیزدهم آبان در گاهشماری رسمی ایران برگزار میشود، معمولاً در شمار صورتهای محلی جشن تیرگان شناخته شده است.
وی افزود: پیوند این جشن با اسطوره آرش کمانگیر، ستاره تیشتر و باورهای مربوط به بارانخواهی، از مهمترین زمینههای تفسیر اسطورهای آن محسوب میشود؛ بااینحال، نمیتوان تمام ابعاد معنایی تیرماسیزّهشو را صرفاً در چارچوب بارانخواهی و اسطوره آرش بررسی کرد.
این پژوهشگر با اشاره به همراهی این جشن با آیین نمایشی «لالشیش» ادامه داد: کارکرد نمادین و باروریبخش ترکه چوبی در این آیین، امکان طرح فرضیه دیگری را نیز فراهم میکند؛ اینکه بخشی از لایههای معنایی تیرماسیزّهشو ممکن است با باورهای ایرانی درباره «رپیهوین»، ایزد گرما و نیروی نگهبان رویش گیاهان، ارتباط داشته باشد.
ستاری با بیان اینکه تیرگان در گاهشماری ایرانی به روز تیر از ماه تیر اختصاص داشته است، گفت: این جشن در سنتهای مختلف با آب، باران و اسطوره آرش کمانگیر پیوند خورده و در مازندران نیز در قالب تیرماسیزّهشو و بر مبنای گاهشماری طبری برگزار میشود.
وی خاطرنشان کرد: اگرچه نام و برخی عناصر آیین تیرماسیزّهشو یادآور تیرگان باستانی است، تفاوت زمان برگزاری آن با تیرگان تابستانی، موضوع مهمی در بررسی خاستگاه و تحولات تاریخی این آیین به شمار میرود. این تفاوت زمانی را نباید بلافاصله نشانه گسست کامل میان دو جشن تلقی کرد؛ چراکه دگرگونیهای تقویمی و تفاوت گاهشماریهای محلی میتوانند در انتقال و تغییر زمان برگزاری آیینها نقش داشته باشند.

عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران با اشاره به قرار گرفتن زمان برگزاری تیرماسیزّهشو در آبانماه و همزمانی آن با آغاز فصل سرد و بارندگی در شمال ایران، افزود: چنین موقعیتی میتواند زمینهای برای پیوند این آیین با باورهای مربوط به آب، باران و چرخه رویش گیاهان فراهم کند.
لالشیش؛ آیینی برای انتقال نمادین برکت و باروری
ستاری در ادامه با تشریح جایگاه آیین نمایشی لالشیش در جشن تیرماسیزّهشو اظهار کرد: در کنار این جشن، آیین نمایشی لالشیش برگزار میشود که استفاده از ترکه یا چوبی به نام «شیش» از عناصر اصلی آن است.
وی افزود: در شکلهایی از اجرای این مراسم، فردی با چهره پوشیده و لباس مبدل، در حالی که سکوت اختیار کرده است، وارد خانهها میشود و با ترکه خود بهصورت نمادین به افراد، حیوانات و درختان ضربه میزند. در باورهای همراه این آیین، چنین عملی میتواند موجب برکت، تندرستی و باروری شود و از بیماری و آفت جلوگیری کند.
این پژوهشگر ادامه داد: از منظر نمادشناسی گیاهی، شاخه درخت در بسیاری از فرهنگها نشانه تداوم زندگی و توان زایش طبیعت است؛ زیرا حتی در فصل سرد نیز حامل امکان رویش دوباره و شکوفایی به شمار میرود.
وی تصریح کرد: از این منظر، ترکه شیش را میتوان نمادی از انتقال نیروی باروری دانست.
ستاری با اشاره به شخصیت «لال» در این مراسم گفت: سکوت و چهره پوشیده این شخصیت، او را از وضعیت عادی و روزمره خارج کرده و به شخصیتی آیینی و متمایز تبدیل میکند. از این رو، میتوان او را حامل نیرویی دانست که در زمان معین و در فضایی آیینی وارد زندگی روزمره مردم میشود و با ترکه شیش، برکت و باروری را به خانه و محیط پیرامون میآورد.
ترکه شیش و تیر آرش؛ دو نماد در خدمت باروری و تداوم زندگی
این پژوهشگر فرهنگ و ادبیات فارسی با مقایسه نمادین ترکه شیش و تیر آرش کمانگیر اظهار کرد: کارکرد ترکهای که شخصیت لال در آیین لالشیش در دست میگیرد، از منظر نمادشناختی با کارکرد تیر آرش قابل مقایسه است.

وی افزود: پرتاب تیر آرش در هنگامه چیرگی افراسیاب، افزون بر تعیین مرزهای سرزمین، میتواند نمادی از پایان خشکسالی، آغاز بارندگی و در پی آن، باروری و سرسبزی زمین تلقی شود. بر همین قیاس، ترکه شیش نیز در آیین لالشیش با تماس یافتن با انسان، حیوان و درخت، نیروی باروری و برکت را به آنها انتقال میدهد.
ستاری خاطرنشان کرد: وجه اشتراک این دو نماد، صرفاً شباهت ظاهری نیست، بلکه کارکرد نمادین آنها در پایان بخشیدن به خشکی و نازایی و بازگرداندن نیروی زایندگی به طبیعت است. بر این اساس، در چارچوب این خوانش اسطورهشناختی میتوان ترکه شیش را بازنمایی آیینی تیر آرش دانست.
وی همچنین با اشاره به جایگاه گیاه مقدس هوم در سنتهای ایرانی گفت: مقایسه ترکه شیش با گیاه مقدس هوم نیز میتواند در شناخت لایههای معنایی این آیین راهگشا باشد. هوم در سنت اوستایی، هم گیاهی مقدس و هم ایزدی برخوردار از نیروی مینوی است.

این پژوهشگر ادامه داد: در بخش هومیشت از یسنا، فشردن هوم با زایش فرزندانی نامدار پیوند مییابد؛ بهگونهای که پدران پهلوانان و شخصیتهای برجسته اسطورهای در شمار نخستین کسانی قرار میگیرند که هوم را میفشرند و پاداش آنان تولد فرزندانی نامدار است. این روایت نشان میدهد که در اساطیر ایرانی میان گیاه مقدس، مناسک و تداوم نسل، پیوندی معنادار وجود دارد.
از کیومرث تا سیاوش؛ پیوند مرگ، گیاه و زایش دوباره
ستاری در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به بنمایههای زایش و رویش در اساطیر ایرانی اظهار کرد: آیین لالشیش و فرضیه ارتباط آن با رپیهوین را میتوان در چارچوب گستردهتری از اساطیر ایرانی درباره پیوند گیاه، مرگ و زایش بررسی کرد؛ چراکه در شماری از روایتهای اسطورهای، پیدایش زندگی انسان یا رویش گیاهان با مرگ، تخمه یا پیکر موجودی اسطورهای ارتباط دارد.
وی با اشاره به اسطوره کیومرث افزود: بر اساس روایت بندهش، پس از مرگ کیومرث، تخمه او به زمین سپرده میشود و پس از گذشت چهل سال، مشی و مشیانه به هیئت گیاه ریواس از زمین میرویند و سپس به شکل انسان درمیآیند. در این روایت، گیاه واسطه پیدایش نخستین زوج انسانی و تداوم نسل بشر است و با بنمایهای از آفرینش انسان از طریق گیاه روبهرو هستیم.
این پژوهشگر با اشاره به روایت سیاوش نیز گفت: در داستان سیاوش با بنمایه دیگری مواجه میشویم که در آن مرگ قهرمان با رویش گیاهی از خون او پیوند مییابد. این تصویر در خوانش اسطورهشناختی یادآور تصور کهنی است که بر اساس آن، مرگ یک شخصیت بیگناه یا قهرمان میتواند به سرچشمه تداوم حیات و رویش دوباره تبدیل شود.
وی ادامه داد: از همین رو، داستان سیاوش در کنار برخی روایتهای مربوط به ایزدان گیاهی، از منظر رابطه مرگ و باروری اهمیت مییابد. مرگ آرش نیز از حیث فداکاری برای نجات سرزمین و بازگرداندن نظم، قابل مقایسه با این روایتهاست. در گزارش ابوریحان بیرونی، آرش پس از رها کردن تیر، پیکرش از هم میگسلد و جان میدهد؛ مرگی که جلوهای از فداکاری قهرمانانه برای استمرار حیات جمعی است.
ستاری تصریح کرد: قرار دادن اسطورههای کیومرث، سیاوش و آرش در کنار یکدیگر، امکان بررسی مجموعهای از تصورات مشترک را فراهم میکند؛ زایش از گیاه، رویش از خون، فداکاری قهرمانانه و تداوم زندگی پس از مرگ. این روایتها اگرچه متمایزند، اما همگی به شیوهای با مسئله استمرار حیات و بازسازی نظم زندگی پیوند دارند.
وی با بازگشت به آیین لالشیش خاطرنشان کرد: ترکه شیش در جایگاه نمادی از شاخه زنده و نیروی رویش، یادآور این تصور است که طبیعت حتی در دوره سرما و خاموشی نیز حامل امکان زایش دوباره است. از این منظر، این آیین را میتوان در افق گستردهتری از نمادپردازی گیاهی و باورهای مربوط به باروری فهم کرد.
تیرماسیزّهشو؛ حافظه زنده اسطورهها در فرهنگ مازندران
عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران در جمعبندی این مباحث اظهار کرد: تیرماسیزّهشو را باید نمونهای از ماندگاری و بازآفرینی حافظه اسطورهای در فرهنگ بومی مازندران دانست؛ حافظهای که در آن نیاز دیرپای انسان به آب، سرسبزی، زایش و باروری، در قالب جشنها، روایتها و کنشهای آیینی همچنان بازتاب مییابد.

وی افزود: بررسی پیوندهای اسطورهای آرش و تیشتر، جایگاه رپیهوین در چرخه فصول، کارکرد نمادین ترکه در آیین لالشیش و همچنین بنمایههای گیاهی در اسطورههای کیومرث و سیاوش، نشان میدهد که این جشن را نمیتوان صرفاً مراسمی مناسبتی یا یادگاری از یک سنت تقویمی دانست.
ستاری تأکید کرد: تیرماسیزّهشو آیینی چندلایه است که در آن نمادهای آب، گیاه، باروری و تداوم حیات در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و بازخوانی علمی آن میتواند دریچهای برای شناخت عمیقتر لایههای اسطورهای فرهنگ ایرانی و هویت تاریخی و فرهنگی مازندران بگشاید.
این پژوهشگر در پایان، شناخت و معرفی آیینهای بومی را فرصتی ارزشمند برای صیانت از میراث ناملموس و انتقال آگاهانه سنتها و باورهای نیاکان به نسلهای آینده دانست.
انتهای پیام
- نویسنده : محمد محتاطی
- منبع خبر : خبرگزاری ایسنا مازندران
















































