هر بار که خبر واژگونی خودرو یا برخورد دلخراش در این محور منتشر میشود، یک بار دیگر این پرسش در ذهن مردم زنده میشود که چرا وعدهها برای بهسازی و تعریض این مسیر همچنان روی کاغذ مانده است.
در طول سالهای گذشته فرمانداران، نمایندگان مجلس و مدیران راهداری ؛ بارها در سخنرانیها و گزارشهای خود از ضرورت اصلاح این محور سخن گفتهاند ، اما آنچه مردم با چشم خود میبینند، جادهای باریک، پرپیچوخم، فاقد روشنایی کافی و بیدفاع در برابر موج ترافیک سنگین است.
اهالی با تلخی میگویند که مسئولان فقط پس از وقوع حادثه در رسانهها ظاهر میشوند، چند جمله همدردی یا وعده تکراری میدهند و بار دیگر سکوت و بیعملی ادامه پیدا میکند.
این جاده نه تنها جان انسانها را میگیرد، بلکه امنیت روانی خانوادهها را نیز نابود کرده است. هر بار که فرزند یا پدری از خانه خارج میشود، دلهای زیادی در بیم و امید بازگشت او میلرزد. آیا هزینه سنگین جان انسانها کمتر از هزینه تعریض و ایمنسازی جاده است؟ چرا باید مردم این سرزمین قربانی بیتوجهی و تأخیرهای بیپایان در تصمیمگیریهای مدیریتی شوند؟
راهحلها روشن است؛ تعریض جاده، اصلاح نقاط حادثهخیز، نصب نیوجرسی و علائم ایمنی، کنترل سرعت و تجهیز مسیر به روشنایی و دوربین. هیچکدام نیازمند اختراع تازهای نیست، بلکه تنها عزم و مسئولیتپذیری میطلبد. اما آنچه کمرنگ است، همان اراده جدی مدیرانی است که باید پاسخگوی خون ریختهشده بر این آسفالت باشند.
مردم سرخرود و آمل حق دارند از نماینده خود در مجلس و مدیران راهداری بپرسند که چرا هنوز صدای آنان شنیده نشده است. آنها حق دارند بدانند بودجهها کجا هزینه میشود و چه زمانی باید به انتظار پایان داده شود. آنچه در این میان بیصدا اما سهمگین ادامه دارد، جانهایی است که در سکوت این جاده گرفته میشود.
این یادآوری تلخ است که اگر امروز مسئولان به خود نیایند، فردا بار دیگر تیتر روزنامهها با خبر حادثهای دیگر پر خواهد شد. آن وقت پرسش مردم نه تنها از علت تصادف، بلکه از مسئولیتگریزی مدیران خواهد بود؛ مدیرانی که میتوانستند مانع شوند اما نخواستند.
- نویسنده : محمد حسین نعمت پور
- منبع خبر : محمودآباد آنلاین















































