مهرشاد واحدی در تاریخ 1370/6/13 در شهرستان محمودآباد متولد شد.به گفته ی خودش نخستین بار کلاس های درس دبیر گرامی “جناب آقای فرخ پور” و نحوه ی تدریس شیرین ایشان در مدرسه بود که او را به ادبیات علاقه مند کرد و اشتیاق نوشتن را در وجودش برانگیخت.
این ذوق و اشتیاق زمانی که به آموزشگاه موسیقی می رفت و درحال یادگیری ساز گیتار بود بیشتر شد و به خاطر گوش موسیقیایی که داشت کم کم حس کرد می تواند برای ملودی هایی که نواخته می شود اشعاری بنویسد…، و همین طور هم شد؛ ابتدا اشعاری که بر روی آکوردهای اجرا شده می نوشت مورد استقبال افراد آموزشگاه قرار گرفت، سپس در سن 16-17 سالگی عضو یک گروه موسیقی شد و در کنار ساز زدن، ترانه های این گروه موسیقی را هم می نوشت.
اما سرنوشت ادبی این شاعر قرار بود در مسیر دیگری ادامه پیدا کند…!
در همان ایام و سن و سال بود که یکی از شب های ماه مبارک رمضان به صورت اتفاقی به هیئتی که در محل امام زاده قاسم (ع) شهرستان محمودآباد در حال برگزاری بود وارد شد و همان حضور اتفاقی باعث شد که نمک گیر روضه های هفتگی این هیئت و از اعضای ثابت این مجالس شود؛ در حال و هوای همین جلسات یکی از مداحین شهرستان که از طبع شعر سرودنش مطلع شد، سرایش نوحه برای ائمه اطهار را به او پیشنهاد داد، و همین پیشنهاد باعث شد که مهرشاد واحدی دست به قلم شود و اولین نوحه ی خود را در رثای طفلی سه ساله، دختر عزیز امام حسین (ع)، حضرت رقیه (س) بنویسد.
عشق به ائمه و انبیا باعث شد که رفته رفته فضای ذهنیش از ترانه نوشتن به سمت نوحه بیشتر گرایش پیدا کند، و شناخت گام ها و نت های موسیقیایی باعث درست تر نوشته شدن نوحه ها و پیشرفت سریع و چشمگیرش در این زمینه شد، به طوری که بعد از چند سال تمام فعالیت های موسیقی اش را قطع کرد و تمرکزش را کاملا معطوف نوشتن اشعار آئینی و نوحه نمود.
او علاوه بر حضور مستمر در هیئت های شهرستان، برای هرچه بهتر و اصولی تر نوشتن اشعارش، در انجمن های ادبی نیز حضور پیدا می کرد و از محضر اساتیدی همچون آقای “عقیل زروک”، آقای “میثم رنجبر” ، آقای “الله قلی تبار” و… استفاده می کرد و از نقد و بررسی های آن ها و تشویق های بی دریغشان بهره مند می شد.
اما مهم ترین قسمت پیشرفتش مربوط به سال هایی بود که تحت نظر استاد “غلامرضا سازگار” در جلسات خانگی ایشان شرکت کرد و در آنجا با بزرگان شعر آئینی از جمله استاد “امیری اسفندقه” و شاعران برتر کشور در این زمینه از جمله سید حمیدرضا برقعی، مهدی رحیمی، مجید تال، مصطفی صابر خراسانی، محمد سهرابی و … آشنا شد و تجربه های ارزشمندی از همنشینی با این بزرگواران به دست آورد.
از نتایج کسب تجربه های مفید و فعالیت های مداومش این بود که بعد از چند سال نوحه هایش در سطح کشور شنیده شد و توسط مداحین سرشناسی همچون حاج محمدرضا بذری، کربلایی حمید علیمی، کربلایی وحید شکری، امین قدیم و… به اجرا در آمد؛
علاوه بر آن در بسیاری از همایش ها و جشنواره های استانی و کشوری شعر آئینی نیز برگزیده شد که تعدادی از آن ها را به اختصار عنوان می کنیم:
جزو 5 نفر برگزیده ی سوگواره ی شعر عاشورایی در استان مازندران سال 1390
رتبه ی دوم همایش استانی شعر انقلاب با عنوان “پروانه ی امام (ره)”
مقام اول جشنواره ی کشوری فرهنگی و هنری “هزارسنگر” در سال 1393
مهرشاد واحدی در سال 1393 از طرف سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان مسئول انجمن شعر آئینی شهرستان محمودآباد انتخاب شد که بعد از آن بنا به درخواست مسئول محترم آستان قدس رضوی شهرستان، آقای هاشمی نسب، این انجمن با عنوان “شور شعر” به دفتر خدمات رضوی انتقال پیدا کرد تا چهارشنبه ی هر هفته، پذیرای کسانی باشد که تشنه ی یادگیری و کسب تجربه های زیبا در این مسیر هستند.
او در حال حاضر به عنوان مسئول مرکز کانون زبان ایران، شعبه ی محمودآباد، مشغول به کار است و علاوه بر این همچنان در دوره های کشوری “جامه دران”، مجمع شاعران اهل بیت کشور و “حلقه ریان” کربلایی محمد صمیمی نیز فعالیت دارد.
آرزوی سلامتی و سعادت داریم برای این هنرمند جوان شهرمان.
در رثای حضرت علی علیه السلام
ز نامت حوض كوثر مي خروشد باده در باده
خمار چشم هايت كار دست عاشقت داده
.
من از عشق تو فهميدم كه در صحن و سراي تو
نفر در مكتبت تبديل مي گردد به قلاده
.
علي گويان غزل خوان و گريبان چاك بر ، دارم
تو تيغ ابروان آماده كن من گردن آماده
.
نجف را قبله كن ما را خلاص از اين دو محرابي
چرا كه پهن كرده كعبه خود سوي تو سجاده
.
چگونه از خودش بيخود نگردد عاشق مستت
ز عشقت تا به روي كعبه جاي لطمه افتاده
.
مرا هر چيز مي خواني غلام حيدرم چونكه
مرا مادر براي نوكري مرتضي زاده
***
در رثای امام حسین علیه السلام
يا لطيف
نمى گنجد به راه عشق تو پا پس كشيدن ، نه …
هزاران بار تب كرديم اما تب بريدن نه
طنين اسم تو پر كرده از بس عالم ما را
ز عشقت حرف خورديمو ولي هرگز شنيدن نه
به لطف عطر ناب مرقدت ما چشم و دل سيريم
چو حوا نيست بر نوكر هوای سيب چيدن ، نه
به احسان نگاهت كربلا قابي است بي تكرار
كه چشمان تشنه مى مانند و سير از ميل ديدن نه
كبوتر بچه ميداند تمناى دل ما را
كه ميل پر زدن داريم و پر هاي پريدن نه
- نویسنده : آذین آزادی
- منبع خبر : محمودآباد آنلاین















































