مقدمه
جوانان هر جامعه، سرمایههای اصلی آن محسوب میشوند. انرژی، خلاقیت، انگیزه و نوآوری آنان میتواند موتور محرک توسعه کشور باشد. با این حال، در بسیاری از جوامع، بهویژه کشورهای در حال توسعه، به جای آنکه ظرفیتهای جوانان بالفعل شود، شاهد بیتوجهی به این قشر و به حاشیه رانده شدن آنها هستیم. در دیار سبزمان مازندران نیز، طی سالهای اخیر همواره بحث حضور جوانان در عرصههای مدیریتی و اجرایی مطرح بوده، اما آنچه در عمل مشاهده میشود، فاصله معناداری با شعارها دارد. در دولت چهاردهم نیز، یکی از مهمترین گلایههای اجتماعی، عدم بهکارگیری جوانان در سطوح کلان و حتی میانی مدیریتی است؛ موضوعی که سبب شکلگیری موجی از ناامیدی در میان قشر جوان شده است.
اهمیت جوانان در ساختار مدیریتی
از دیدگاه جامعهشناسی، جوانان به دلیل برخورداری از روحیه پرتحرک و انگیزه بالا، میتوانند موجب پویایی سیستم شوند. نگاه نو، ریسکپذیری و استفاده از تکنولوژیهای روز از جمله مزایای حضور جوانان در عرصههای تصمیمگیری است. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، دولتها با ایجاد بسترهای حمایتی، از ظرفیتهای جوانان استفاده کرده و آنان را در مدیریت اجرایی و اقتصادی سهیم میسازند. تجربه نشان داده است که حضور جوانان، حتی در شرایط سخت اقتصادی، میتواند به رشد نوآوری و تحول ساختاری منجر شود.
واقعیت جوانان در دولت چهاردهم
با آغاز به کار دولت چهاردهم و معرفی حضرتعالی بعنوان نماینده عالی دولت در استان، بسیاری از جوانان امیدوار بودند که شاهد تغییر رویکرد نسبت به سالهای گذشته باشند. شعارهای انتخاباتی مبنی بر استفاده از نیروهای تازهنفس و شایسته، امیدهایی را در دل این قشر زنده کرد. اما در عمل بیشتر کرسیها همچنان در اختیار افراد تکراری و چهرههای سالخورده قرار دارد. این امر باعث شد تا جوانان احساس کنند که سهمی در آینده کشور ندارند و تنها بهعنوان تماشاگر به حاشیه رانده شدهاند.
پیامدهای ناامیدی جوانان
۱. کاهش سرمایه اجتماعی: ناامیدی جوانان موجب کاهش اعتماد به حاکمیت و نهادهای رسمی میشود و این موضوع میتواند سرمایه اجتماعی را به شدت تضعیف کند.
۲. افزایش مهاجرت نخبگان: وقتی جوانان متخصص احساس کنند که امکان مشارکت در مدیریت را ندارند، مهاجرت را بهعنوان راهحلی برای تحقق آرزوهایشان انتخاب میکنند.
۳. کاهش بهرهوری ملی: کنار گذاشتن جوانان، به معنای استفاده نکردن از نیروی کار و خلاقیت یک نسل است. این موضوع موجب عقبماندگی اقتصادی و فرهنگی خواهد شد.
- گسترش بیاعتمادی و اعتراضات اجتماعی: انباشت ناامیدی میتواند زمینهساز نارضایتیهای گسترده و حتی اعتراضات اجتماعی شود.
علل عدم بهکارگیری جوانان در دولت چهاردهم
نگاه محافظهکارانه مدیران ارشد: بسیاری از تصمیمگیران ترجیح میدهند بر افراد شناختهشده و امتحانپسداده تکیه کنند، هرچند که این افراد بارها ناکارآمدی خود را نشان داده باشند.
بیاعتمادی به تجربه جوانان: هنوز در برخی ساختارها، تصور میشود که جوانی به معنای خام بودن است و تجربه جایگزینی ندارد.
ساختار بسته اداری: نظام اداری کشور به گونهای است که ورود افراد تازه به عرصههای مدیریتی بسیار دشوار است.
تعارض منافع: گاهی مدیران قدیمی تمایل ندارند جای خود را به نیروهای جدید بدهند و موقعیتهای شغلی را به صورت انحصاری حفظ میکنند.
فشارهای امنیتی و سیاسی به مدیران: متاسفانه پرونده سازی و امنیتی نمده فضاهای سازمانی موجب شده تا اندک جوانان شاغل در ادارات نیز با بی اعتمادی یا نگاه محافظه کارانه مدیران بر اثر این فشارها به حاشیه رانده شده و حتی دولت همسو نیز دچار چالش های فراوانی نظیر جابجایی و ترک کار شده و ناگزیر در کنج عزلت دچار آینده ای نامعلوم شوند.
راهکارهای پیشنهادی
۱. ایجاد سهمیه مشخص برای جوانان در مدیریتهای میانی و ارشد.
۲. اصلاح قوانین اداری برای باز کردن مسیر ورود نیروهای تازهنفس.
۳. ایجاد نظام ارزیابی عملکرد بر اساس شایستگی و نه سابقه سنتی.
- فرهنگسازی برای اعتماد به تواناییهای نسل جدید.
- ایجاد نگاه و عرصه باز سیاسی برای اعتماد به جوانان.
نتیجهگیری
عدم بهکارگیری جوانان در دولت چهاردهم نه تنها یک اشتباه مدیریتی بلکه تهدیدی برای آینده است. سرمایه انسانی ارزشمند ایران در قالب نسل جوان، اگر نادیده گرفته شود، به سمت ناامیدی و مهاجرت سوق پیدا میکند. آینده این استان و البته کشور وابسته به حضور فعال و مؤثر این قشر است و بیتوجهی به آنان میتواند هزینههای جبرانناپذیری برای جامعه در پی داشته باشد. بنابراین، لازم است دولت چهاردهم و دولتهای پس از آن، با نگاه جدیتر و عملیتر، بستر حضور جوانان را در عرصههای مختلف فراهم سازند تا چرخه امید، پویایی و توسعه در کشور زنده بماند.
- نویسنده : به قلم : محمد حسین نعمت پور فعال اجتماعی
- منبع خبر : محمودآباد آنلاین













































